خرید بک لینک
***طالب! دلم پیاله ی زهری به دست داشتتا من اشارتی کنمش نوش کرده بودطالب آملی***دنیا قدح زهر به دل داد و در کمین "تا من اشارتی کنمش، نوش کرده بود"مصرع اول از خودم مصرع دوم از طالب***همرهان رفتند اما داغشان از دل نرفتآتشی بر جای ماند کاروان چون بگذردصائب تبریزی***مشنو نوای ناله ما، کاین ترانه رااز شعله های گوش گداز آفریده اندفیصحی هروی***به آه داشتم امیدها، ندانستمکه این فلک زده هم، رنگ آسمان گیردصائب تبریزی***از دردم آفریده، ز حسرت سرشته اندگویی ز غمر خود نفسی واپسین منمطالب آملی***کجاست عالم تجرید، تا برون آیماز این خرابه که یک بام و صد هوا داردصائب تبریزی*** + نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ ساعت 23:23 توسط زهرا  | 

برچسب: نویسنده: ابوالفضل جعفری تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 11:26

***ز آه ماست اگر در سینه‌ات گرمی نمی‌یابینفس‌های غریبان، آتشی دارد نهانی‌ترکلیم کاشانی***دل به هیچ از ما نمانَد، لیک بی‌دل مانده‌ایمدر دل تنگی‌ست گیتی، ما در آن جا مانده‌ایمخودم***ز سیر عالم دل غافلیم ورنه حبابسری اگر به گریبان فرو برد دریاستبیدل دهلوی***هر که از بخت شکایت کند، از خود گله داردکه نباشد به کف ما، جز دلِ خونین خویشصائب تبریزی***آن‌قدر با دل من ساختی ای دردِ نهانیکه دگر بی‌تو دلم تابِ سلامت نکندلا ادری*** + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 17:52 توسط زهرا  | 

برچسب: نویسنده: ابوالفضل جعفری تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 11:26

صفحه بندی