***طالب! دلم پیاله ی زهری به دست داشتتا من اشارتی کنمش نوش کرده بودطالب آملی***دنیا قدح زهر به دل داد و در کمین "تا من اشارتی کنمش، نوش کرده بود"مصرع اول از خودم مصرع دوم از طالب***همرهان رفتند اما داغشان از دل نرفتآتشی بر جای ماند کاروان چون بگذردصائب تبریزی***مشنو نوای ناله ما، کاین ترانه رااز شعله های گوش گداز آفریده اندفیصحی هروی***به آه داشتم امیدها، ندانستمکه این فلک زده هم، رنگ آسمان گیردصائب تبریزی***از دردم آفریده، ز حسرت سرشته اندگویی ز غمر خود نفسی واپسین منمطالب آملی***کجاست عالم تجرید، تا برون آیماز این خرابه که یک بام و صد هوا داردصائب تبریزی***
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ ساعت 23:23 توسط زهرا
|
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل جعفری
تاريخ: يکشنبه
2 آذر
1404 ساعت: 11:26